تبليغاتX
سکسکه های یک مست .... - خدا
    سكسكه هاي يك مست

   با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردن       چون ميوه زرد گشتيم از آفتاب خوردن

هوالعلی

 

سلام .

بابت دیر بروز کردنم و سر نزدنهایم مرا خواهید بخشید. بعد از شش هفت ماه به خصوص این یک ماه کشنده به یک فراغت نسبی رسیده ام و سعی می کنم بیشتر باشم

این غزل ناتمام کاملی ست که شاید بعدن دچار تغییراتی بشود، پس نقد های دوستان در جریان تکاملی این غزل بی تاثیر نخواهد بود.

...

 

مرا به تو وَ تو را هم به من خدا داده

خدا چه هدیه ی خوبی به ما دوتا داده

 

شکافته شکم یک فرشته را ، ما را

گرفته ، شسته و پوشانده و غذا داده

 

دو دست داده به من تا  تو را بغل بکنم

و تا  گمت نکنم هم به من دو پا داده

 

دو کفش داده که هر شب تو را قدم بزنم

ولی نگفته برای چه تا به تا داده

 

و گفته است به شرطی که مال هم باشیم

اجازه ی ـ حتی ـ خواب و بوسه را داده

.............................................

.............................................

مرا به تو وَ تورا هم به من ...همین کافی ست

ببین برای من و تو خدا چها داده

 

خدا چه چیز قشنگی ست ، ما که ممنونیم

از آن کسی که خدا را به ما دوتا داده .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت   توسط شهرام میرزایی  | 

 

»